دروغ نوشت

آدمی دروغ می زاید و دروغ آدمی را.

دروغ نوشت

آدمی دروغ می زاید و دروغ آدمی را.

آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
محبوب ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر
آخرین نظرات
نویسندگان

دنیا

پنجشنبه, ۲۲ تیر ۱۳۹۶، ۰۴:۲۷ ب.ظ

سلام!

ایجاد موضوعِ جدید،

هیچ موضوعی جدید نیست،

در این دنیا، هیچ چیزی جدیدی نیست،

۱۰ نظر موافقین ۶ ۲۲ تیر ۹۶ ، ۱۶:۲۷
سیّد محمّد جعاوله

فرانک و توبه ی خروسی

سه شنبه, ۲۰ تیر ۱۳۹۶، ۰۹:۵۳ ب.ظ

"" فرانک همسایه ی قاصدک بود؛ ""

خُب به من چه؟

خواستم گفته باشم؛

اصلِ مطلب:

باید همرنگِ جماعت شد،

خروس را با مرغ دستگیر می کنند، مرغ را با خروسی دیگر؛

اینجا همه دنبال همند،

باید به فکرِ توبه ی بعد از گناه بود.


۱۲ نظر موافقین ۶ ۲۰ تیر ۹۶ ، ۲۱:۵۳
سیّد محمّد جعاوله

وامِ ازدواج

سه شنبه, ۲۰ تیر ۱۳۹۶، ۰۱:۱۸ ب.ظ

""" هر وقت که می خواهم بنویسم، واژه ی خر به ذهنم می آید؛ """

زنده باد دروغ نوشت و دنیای خری اش!

زنده باد دروغ نوشت و خری که در گِل ماند؛

""" عزیزم من خرِ تواَم، وامِ ازدواجم چه شد؟ """

۱۲ نظر موافقین ۳ ۲۰ تیر ۹۶ ، ۱۳:۱۸
سیّد محمّد جعاوله

حوالی

دوشنبه, ۱۹ تیر ۱۳۹۶، ۱۰:۱۴ ب.ظ

خسته ام،

خوابم می آید،

دوست دارم کمی با تو گپ بزنم،

ولی خسته ام، خوابم می آید؛

در این حوالی هوا گرم است ولی دل ها سرد است

ای آسمان خسته ام، خوابم می آید؛

خوابم می آید.

۱۳ نظر موافقین ۵ ۱۹ تیر ۹۶ ، ۲۲:۱۴
سیّد محمّد جعاوله

دانشگاه و بستنی

يكشنبه, ۱۸ تیر ۱۳۹۶، ۰۹:۰۵ ب.ظ

ترم اول: خر شناسی

ترم دوم: الاغ یابی

ترم سوم: تفاوت های الاغ و خر 

ترم چهارم: خر یابی

ترم پنجم: خر کدام است؟ الاغ کدام است؟

ترم ششم: الاغ شناسی

ترم هفتم: ویژگی های یک خر خوب و یک الاغ خوب 

ترم هشتم: چگونه خر شویم.

""" در این هوای گرم یک بستنی می چسبد. """

۱۴ نظر موافقین ۵ ۱۸ تیر ۹۶ ، ۲۱:۰۵
سیّد محمّد جعاوله

جنگجویان

يكشنبه, ۱۸ تیر ۱۳۹۶، ۰۱:۲۸ ب.ظ

همه بنده شده اند ولی بنده ی خدا نه؛

هر کس را، سودایی در سر است و سودای من، مرگ است،

وقتی دلم می گیرد، نمی گیرد!

""" آسان می توان به جنگ خدا رفت؛ """

این روزها، همه جنگجویانِ به نامی شده ایم

امّا، سردارِ جنگِمَان جهان آرا نیست؛

ما جنگجویانِ شیطان، به جنگ خدا رفته ایم.

۱۴ نظر موافقین ۶ ۱۸ تیر ۹۶ ، ۱۳:۲۸
سیّد محمّد جعاوله

گوشی

جمعه, ۱۶ تیر ۱۳۹۶، ۱۰:۵۲ ب.ظ

خرِ ما از کُرِگی دُم نداشت؛

- داستان های بسیاری گفته اند و می گویند -

""" یک عدد گوشی خرید و رفت تاجر شد """

زنگ می زد، به خدا زنگ می زد

کار از اِلتماس گذشته است

- و چه خوب می توان با خدا خندید -

نخستین تجارتَش خودکار بود

- خرید و فروش می کرد -

دو سال خودکاری بود تا فرشی شد

فروشنده ی فرش شد،

سه سال فرشی بود تا گوشی شد، بله گوشی شد.

۹ نظر موافقین ۵ ۱۶ تیر ۹۶ ، ۲۲:۵۲
سیّد محمّد جعاوله

مرغداری

پنجشنبه, ۱۵ تیر ۱۳۹۶، ۰۹:۰۷ ب.ظ

خروسی باید رقصید

نپرسید چرا؛

- چون نمی گویم-

در این بلبشو، داماد خر است، ملّت هم خر است

- زرنگ که باشی می دانی مهمانی کجا است -

طبقه ی همکف تریاک فروشی زده اند

من روستا نشینم، آپارتمانی نیستم

- هنوز وقتی به گذشته فکر می کنم با خاک و توپِ پلاستیکی جمله می نویسم

یادش به خیر، شرط بندی فوتبالمان، آخر به دزدی توپ اَنجامید -

من دو سه تا مرغ خریده ام، می خواهم مرغداری بزنم

زنده باد مرغ و زنده باد خروس و زنده باد خر؛

عزیزم بیا برقصیم، بیا خروسی برقصیم.

۱۵ نظر موافقین ۴ ۱۵ تیر ۹۶ ، ۲۱:۰۷
سیّد محمّد جعاوله

ماتیک

چهارشنبه, ۱۴ تیر ۱۳۹۶، ۱۱:۴۷ ب.ظ

""" مرد، شوهر می کند

زن، زن می گیرد؛ """

آخر تمدن چه شد؟

مرد، زن شد

زن، مرد شد

ببخشید دیگر نوشتنم نمی آید، باید بروم ماتیک بزنم.

۱۱ نظر موافقین ۴ ۱۴ تیر ۹۶ ، ۲۳:۴۷
سیّد محمّد جعاوله

شیرینی عید و شیطان

چهارشنبه, ۱۴ تیر ۱۳۹۶، ۰۷:۱۳ ب.ظ

"" خائن نیستم!

یعنی وطن فروش نیستم؛ ""

عجب هندوانه های شیرینی!

دیروز تره بار بود،

فیلمِ گرگم به هوا اِکران شده بود،

بازیگرِ معرکه، حضرت آیة الله محمد رضا دامت برکاته بود،

سفر اروپا شاید رفته ای، همه می روند،

شاید من هم شیطان گازم بگیرد و بروم؛

این زوزه ها حاصلِ شکم سیری است

- با طنابِ همسایه به چاه می رود -

"" جهازِ شیشه ای شکستنی است

سر من هم می شکند ""

این چفیه های سوخته، بسیجی نیستند؛

من شیرینی عیدم را خورده ام، آیا شما هم خورده اید؟

۱۵ نظر موافقین ۶ ۱۴ تیر ۹۶ ، ۱۹:۱۳
سیّد محمّد جعاوله

یک شوخی

دوشنبه, ۱۲ تیر ۱۳۹۶، ۱۱:۴۸ ب.ظ

کمی با عشق های این جهان، سرِ شوخی داشت؛

می گفت:

« عشق فقط یک شوخی است »

باز می گفت:

« سرخوش که باشی عاشق می شوی »

آقای دولت جواب بده.

۱۱ نظر موافقین ۶ ۱۲ تیر ۹۶ ، ۲۳:۴۸
سیّد محمّد جعاوله

تیر ماه

دوشنبه, ۱۲ تیر ۱۳۹۶، ۰۷:۰۰ ب.ظ

« دلِ آگاهی دارم،

- گلایه از غیر ندارم

چشم به مُحبتی دارم که...

یک خاطره ی شیرین که در غبارِ آرزوها خاک شد؛

- چند عکسِ فراموش شده در قابِ زندگی

نه،

امروز، دوازدهِ تیر ماه است

و من یک روز دیگر به مرگ نزدیک شده ام،

باید به فکر اُفتاد،

                    باید سنگِ قبر خرید. »

۹ نظر موافقین ۴ ۱۲ تیر ۹۶ ، ۱۹:۰۰
سیّد محمّد جعاوله

نمازگزارِ داعشی

دوشنبه, ۱۲ تیر ۱۳۹۶، ۰۲:۱۹ ب.ظ

کار و بارِ جهان خر تو خری نبود بلکه خر تو خری شد؛

این خودکارهای صلواتی ریشه را با ریش می زنند

- رندِ گوشه گیر، هوسِ انگورِ دانه دُرُشت کرده است -

این طرف خوزستان است، آن طرف بغداد است، آن طرف تر هم، گوشه ای از لبنان است

ضرب المثل جهانی، "" خرابکار، داعشیست ""

تحریکِ قُوات نباید کرد؛

من خربزه را با پوست می خورم، تشنج از نوعِ سهرابِ سپهری؛

در این جانانه ی عاشقی، رقاص، نمازگزارِ داعشی نیست.

۱۱ نظر موافقین ۳ ۱۲ تیر ۹۶ ، ۱۴:۱۹
سیّد محمّد جعاوله

ملتِ تختخوابی

يكشنبه, ۱۱ تیر ۱۳۹۶، ۰۱:۰۰ ق.ظ

ملّتِ تختخوابی، خوابِ تخت می بیند؛

کِرشمه ی دهر، غیرت کُش است

سلبِ اعتبار نباید کرد

 این نُقل و نباتاتِ از جنگ برگشته، مدافع حرم نیستند

تَفَعُل که می کنی، مراقب غزل های ناشتا هم باش!

- سگِ اسرائیلی خانه نشینِ خانه ی مردم است -

این بلا، حاصلِ بعد از فوتِ پیرِ خداست

با همه چیز می توان جمله ساخت و جمله پرداخت

- پراتنز رحمت، گلوگیر نیست -

این مقولات حرف های خاک برسری نیستند؛

""" داریوش، بهروز وثوقی، گوگوش و اخیراً شاهین نجفی نماینده ی ملّت ایران در مجلس شورای اسلامی شده است؛

من با وجناتِ فریدون و با وجناتِ آقای اصلاح به مسجد نمی روم """

حکم همان است که عرض شد:

ملّت تختخوابی، خوابِ تخت می بیند.

۱۱ نظر موافقین ۴ ۱۱ تیر ۹۶ ، ۰۱:۰۰
سیّد محمّد جعاوله

خرِ مردم

شنبه, ۱۰ تیر ۱۳۹۶، ۰۱:۲۳ ب.ظ

دزد نیستم

من گاهی از انبار کدخدا می دزدم

کاه، یونجه، جو، گندم، فرقی به حالم نمی کند؛

چند سال پیش با خرش به جنگ رفته بود

امروز با خرِ مردم به جنگ می رود.

۹ نظر موافقین ۶ ۱۰ تیر ۹۶ ، ۱۳:۲۳
سیّد محمّد جعاوله

حسنی و خرما

شنبه, ۲۷ خرداد ۱۳۹۶، ۱۰:۳۸ ب.ظ

ارتباطی که نقل محافل بود، امروز، آقای جهان است

روزه دار بود، سحری نمی خورد، یک ضرب می رفت تا اِفطار؛

شاید هم یک ضرب می زد با شیطان؛

"""حسنی به مکتب نمی رفت/ وقتی می رفت جمعه می رفت"""

من رمضان را دوست دارم، زولبیا را هم دوست دارم

نگاه به عقب که می کنم، مسیری که آمدیم توأم با مکرهای بسیار بود، ولی آمدیم

- این اجل که در کمین است، روزی خود به کمین خویش خواهد نشست -

«من جوجه های هیچ دولتی را شمارش نخواهم کرد»

پگاهِ یک زندگی را دیده ام، غروبِ یک زندگی را هم دیده ام

در بساطِ من خرمایی است که آن را با صدای خدا اِفطار می کنم.

۱۱ نظر موافقین ۴ ۲۷ خرداد ۹۶ ، ۲۲:۳۸
سیّد محمّد جعاوله

زنبیل

يكشنبه, ۲۱ خرداد ۱۳۹۶، ۰۸:۱۶ ب.ظ

عمو جان زنبیل منو بافتی؟

با اجازه ی بزرگترا، بله

متصدی امورات اِجنه نباید شد.

۳ نظر موافقین ۳ ۲۱ خرداد ۹۶ ، ۲۰:۱۶
سیّد محمّد جعاوله

واتس آپ/WhatsApp

سه شنبه, ۱۶ خرداد ۱۳۹۶، ۰۷:۲۹ ب.ظ

ثانیه شمار عمر؛

رمضان آمد؛

پدر هم آمد؛

واتس آپ به دست عازمِ بهشتم.

۱۵ نظر موافقین ۷ ۱۶ خرداد ۹۶ ، ۱۹:۲۹
سیّد محمّد جعاوله

فلاکس

شنبه, ۱۳ خرداد ۱۳۹۶، ۱۲:۴۲ ق.ظ

خدایش بیامرزد!

- من دو عدد فلاکس شکستم -

اثراتِ جنگ تحمیلی؛

صدام مُرد، یاسر عرفات مُرد، قذافی مُرد، همه مرده اند

من زنده ام، بله زنده ام تا رأی بدهم.

۱۱ نظر موافقین ۵ ۱۳ خرداد ۹۶ ، ۰۰:۴۲
سیّد محمّد جعاوله

خروارِ بی خوشه

جمعه, ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۳:۰۶ ب.ظ

آرمان این شهر چیست؟

دختری گمشده در فرنگ و یا رقاصی هوشمند در فاحشگی؟

جلیله ی فکر اگر با خدا باشد، تقدیر می شود و اگر با شیطان، تهدیر؛

می گویند، مشت نمونه ی خروار است

رئیسی، روحانی، قالیباف، جهانگیری، میر سلیم، هاشمی طباء، خدا به همراهتان!

خدا به دادِ ما برسد، ما خروارِ بی خوشه یم

سال ها گذشت، من متولدِ وفاتِ خمینی ام، آن مردِ راستین

درود بر خمینی و درود بر ولایت فقیه

میدان جنگ کجاست؟

آقایانِ مناظره های آبکی، میدان جنگ کجاست؟

۱۳ نظر موافقین ۵ ۲۹ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۵:۰۶
سیّد محمّد جعاوله

چراغ

سه شنبه, ۲۶ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۶:۰۶ ب.ظ

ای یار!

ای یار!

ای یار!

ای یار!

عارضم به خدمت آقایان هم وطنم

"""من خر تشریف دارم"""

-یعنی من به گاو رأی نخواهم داد-

یونجه فروشم اما نه در بازار

فتنه ها خاموش، چراغ رهبر روشن است.

۹ نظر موافقین ۳ ۲۶ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۸:۰۶
سیّد محمّد جعاوله

گونی آرد

پنجشنبه, ۳۱ فروردين ۱۳۹۶، ۱۲:۰۷ ق.ظ

جانم!

گونی آردم را نمی فروشم

- من آرد فروش نیستم -

من نان خورِ دولتم

می ترسم اِخراجم کنند

این جماعت، گاوچرانِ قابلی هستند

خدایا، توبه!

- من دوغ فروشم -

""" من بُزچرانِ قابلی هستم """

- گاو که نداریم، مرغ داریم -

این جماعتِ مرغی، تخم فروشِ قابلی هستند.

۱۲ نظر موافقین ۶ ۳۱ فروردين ۹۶ ، ۰۰:۰۷
سیّد محمّد جعاوله

روزِ سگ، روز خر

سه شنبه, ۲۲ فروردين ۱۳۹۶، ۰۹:۳۶ ب.ظ

ببخشید!

شگفت انگیزترین واژه ی خلق شده توسط بشر کدام است؟

""" من ریش گرو می گذارم و می گویم:

شگفت انگیزترین واژه، خر است """

عارضم خدمتِ آقایانِ زیر میز رفته؛

زوارِ گیتی در رفته است

کوکبِ بختِ کدام رییس جمهوری بر طالع من خواهد نشست؟

نشتِ تَشتَکی مایه ی مُباهاتِ این جانب است

کوسِ رسوایی که بزنند، انتقاد شروع خواهد شد

مویزه ی دهر چُپُقِ صلح در کشمش می کند

« من با طالع خر زاده شده ام

خر دشتِ بی فرهنگی من است »

آن کافران سگ به خانه می برند، روزِ سگ دارند،

من خر به خانه خواهم بُرد، من روزِ خر خواهم داشت.

۹ نظر موافقین ۳ ۲۲ فروردين ۹۶ ، ۲۱:۳۶
سیّد محمّد جعاوله

خر ایرانی، خر آمریکایی

يكشنبه, ۲۰ فروردين ۱۳۹۶، ۰۲:۴۲ ب.ظ

خاک بر سرِ خر که خر است

خران آنجا میهمان خرانِ اینجا هستند

تصحیح می کنم؛

خرهای آنجا میهمان خرهای اینجا هستند

به هر حال خر، خر است

چه وزیر شود، چه مهندس شود، چه دکتر شود، چه معلم شود

خر، خر است

آفتابه را دوست دارد

چه خر خوشگلی گرفته اید

مبارکِ صاحبَش باشد

خر، خر است

عارضم به حضورِ اَنورتان:

خر، خر است

من با خرهای آنجا و خرهای اینجا به جامِ جهانی خواهم رفت

""" خدایا، خر آمریکایی را ایرانی کن!

خدایا، خر ایرانی را آمریکایی کن!

خدایا، تمام خرها را آمریکایی کن! """

عزیزم من دوستت دارم

چه خر ایرانی باشی و چه خر آمریکایی

من دوستت دارم

من دوستت دارم.

۱۴ نظر موافقین ۴ ۲۰ فروردين ۹۶ ، ۱۴:۴۲
سیّد محمّد جعاوله

نانِ خدا

پنجشنبه, ۱۰ فروردين ۱۳۹۶، ۰۷:۰۶ ب.ظ

باری به هر جهت، گوشی به دست عازمم

گاه و بی گاه دلم تنگ می شود؛

- مرغِ همسایه را دزدیده ام -

گوشتِ سگ نذری ماهانه است

- مطرب خبر کرده اند

خانوم گوگوش قرآن خوانِ مجلس است؛

فاتحه که می فرستم نام میّت را نمی گویم

"""عرض شد خاک بر سرِ عاقلتان"""

دفتر نسیه سال نامه ی خروس است؛

کج که می روم خدا صافم می کند

غلتکِ رحمت، بودجه ی دولتی نیست

- طفلِ برجام، تف سر بالاست -

من تخمِ فروشم، امّا دو زده فروش نیستم

من سیب زمینی آب پز می کنم و با نانِ خدا می خورم.

۹ نظر موافقین ۳ ۱۰ فروردين ۹۶ ، ۱۹:۰۶
سیّد محمّد جعاوله

ایران

پنجشنبه, ۳ فروردين ۱۳۹۶، ۱۱:۴۵ ب.ظ

جنگ های صلیبی  خاطرات جنگ نبودند

آمارگدون دیروز سلبِ اعتبار نبود

سلبِ آبرو بود؛

"""" قم را می فروشم

تبریز را می فروشم

مشهد را می فروشم

اصفهان را می فروشم

خوزستان را می فروشم """"

ایران را فروخته اند.

۱۴ نظر موافقین ۳ ۰۳ فروردين ۹۶ ، ۲۳:۴۵
سیّد محمّد جعاوله

آقای روحانی

يكشنبه, ۲۲ اسفند ۱۳۹۵، ۰۲:۲۶ ب.ظ

شاید خطوط اینجا، خط خطی،

من مایل به عدالتم

عدالتِ تیمِ گوجه فرنگی

"""شاهینِ غیب نیستم

یعنی کوزه گر نیستم"""

یک عدد موس، یک عدد باتری، یک عدد شارژر، سوغات خداوندیست

کلماتِ من درآوردی هم مصیبتیست

آقای روحانی بازی دیشب چند چند بود؟

۱۹ نظر موافقین ۷ ۲۲ اسفند ۹۵ ، ۱۴:۲۶
سیّد محمّد جعاوله

منبر پلویی

يكشنبه, ۱۵ اسفند ۱۳۹۵، ۰۶:۱۱ ب.ظ

کوه به کوه نمی رسد

- مَثَلِ معروفی است

ولی جدیداً عرض شده است:

""" خر به خر نمی رسد؛"""

کوه به کوه می رسد

وقتی که آقایانِ کوهی می گویند:

""" ما مثل کوه پشت شما هستیم"""

بله، زنان می میرند

و کودکان متولد می شوند

و مردان سرزمینم همچنان به فکرِ سرقت اند

دین که غارت شد

نه خمسی نه زکاتی نه امر به معروفی

آخوندِ مجلسِ ما هم به فکرِ پُلوی بعد از موعظه است

""" این منبرها، منبرهای پُلویی اند، پلویی. """

 

۲۹ نظر موافقین ۱۲ ۱۵ اسفند ۹۵ ، ۱۸:۱۱
سیّد محمّد جعاوله

اطلاعیه

دوشنبه, ۲۵ بهمن ۱۳۹۵، ۰۱:۰۷ ق.ظ

با سلام خدمت مخاطبان محترم

وبلاگ کلاس آخر به نویسندگی بنده ی حقیر آغاز به فعالیت کرد

متشکرم.

http://kelaseakhar.blog.ir

۱۹ نظر موافقین ۵ ۲۵ بهمن ۹۵ ، ۰۱:۰۷
سیّد محمّد جعاوله

من و جهنم

شنبه, ۲۳ بهمن ۱۳۹۵، ۱۲:۵۹ ق.ظ

چادر رفت؛

مردان، چادری می شوند

زنان، شلواری می شوند

و من به جهنم فکر می کنم.

۲۱ نظر موافقین ۶ ۲۳ بهمن ۹۵ ، ۰۰:۵۹
سیّد محمّد جعاوله

زود می میرند

جمعه, ۲۲ بهمن ۱۳۹۵، ۰۷:۰۵ ب.ظ

"""اینجا به قولِ اخوان، همه کورند و کرند؛"""

«اینجا به قولِ دروغ نوشت، همه به مُستراح می روند»

پزشک استراحت می کند

معلم استراحت می کند

وزیر استراحت می کند

فرهنگ استراحت می کند

اقتصاد استراحت می کند

نماینده ی مجلس استراحت می کند

بله، همه استراحت می کنند، بله، همه به مُستراح می روند؛

من، معتادِ دمِ درِ مستراحَم، منتظرم نسخه ام را اجل بنویسد

امروز عروسی بود، دو نفر مرده اند، خاک بر سر جوانان که زود می میرند،

بله، زود می میرند.

۱۳ نظر موافقین ۵ ۲۲ بهمن ۹۵ ، ۱۹:۰۵
سیّد محمّد جعاوله

بیل

سه شنبه, ۱۹ بهمن ۱۳۹۵، ۰۲:۰۷ ب.ظ

دستم به بیل نرفت؛

یک شرکت زده اند؛

باید ساعت شش و چهل و پنج دقیقه بامداد حاضر شوی؛

کار به شیوه ی بردگان باستان؛

بیگاری از سحر تا غروب آفتاب؛

بله آقای دولت، دستم به بیل نرفت.

۳۲ نظر موافقین ۸ ۱۹ بهمن ۹۵ ، ۱۴:۰۷
سیّد محمّد جعاوله

عاشق، برجام

شنبه, ۱۶ بهمن ۱۳۹۵، ۰۷:۳۱ ب.ظ

عاشق شدم

به همین سادگی عاشق شدم،

کاش خانومم، کاش؛

عاشق شدم ولی دولت محترم هنوز، با برجام گُل به خودی می زند.


دریافت
مدت زمان: 34 ثانیه

۱۷ نظر موافقین ۹ ۱۶ بهمن ۹۵ ، ۱۹:۳۱
سیّد محمّد جعاوله

ساده

شنبه, ۱۶ بهمن ۱۳۹۵، ۰۶:۱۹ ق.ظ

و تو چقدر ساده،

از همه چیز می گُذری

بدون گفتنِ هیچ حرفی محو می شوی؛

بعد برمی گردی، می گویی:

خُب، داشتی می گفتی؟

۲۱ نظر موافقین ۹ ۱۶ بهمن ۹۵ ، ۰۶:۱۹
سیّد محمّد جعاوله

فرزندان من

پنجشنبه, ۱۴ بهمن ۱۳۹۵، ۰۴:۱۹ ب.ظ

"""فرزندانِ من،

مردمانی هستند که دوست دارند با کاغذ، موشک بسازند

و با آبپاش، دیگران  را خیس کنند."""

۲۳ نظر موافقین ۷ ۱۴ بهمن ۹۵ ، ۱۶:۱۹
سیّد محمّد جعاوله

آب، خاک، باد، آتش

شنبه, ۹ بهمن ۱۳۹۵، ۱۱:۰۳ ب.ظ

من همسفر آب بودم؛

خدا کمکم کن، دارم کافر می شوم

آن روزها که خورشید را در خاک می جُستم چه خوب بود!

من، خاکی، خاک بودم

این روزها، خورشید را گم کرده ام

من با باد می روم

من نه آن قاصدِ خبرهای خوبم ونه آن نفرینِ گناهم؛

لحظه ای خودم را با آتش گرم می کنم و به دروغِ زمین گوش می دهم.


۲۸ نظر موافقین ۸ ۰۹ بهمن ۹۵ ، ۲۳:۰۳
سیّد محمّد جعاوله

جنگ خدا

جمعه, ۸ بهمن ۱۳۹۵، ۱۲:۰۱ ب.ظ

سگ های اینجا با کیف های دیگران به مدرسه می روند؛

اینجا آموزش و پرورش، کنسروِ مرغ به دانش آموزان می دهد

- شنیده ام زنی هر قوطی را پانصد تومان خریداری کرده و دو هزار تومان به ملّت فروخته است، -

این قوم به جنگِ خدا می رود.

۱۷ نظر موافقین ۶ ۰۸ بهمن ۹۵ ، ۱۲:۰۱
سیّد محمّد جعاوله

دستفروش

پنجشنبه, ۷ بهمن ۱۳۹۵، ۱۲:۰۱ ب.ظ

دست به دست می کرد

اَسب فروش را با قاطرِ همسایه چکار؟

ماشین دودی،

تعویض روغنیِ آقای جنابتان را تُف باران می کند

لعنت بر سگِ دون پایه شان

درهمی را با دلار هرزه گردِ یانکی چکار؟

تا بوده همین بوده

شلاق بر ماتحت منِ بدبخت فرود ناغافل می کند

این سَبیل من درآوردی،

جیحونِ کدام منطقه است؟

آیا خبر از مهاجرت انصار دارید؟

پیامبران را بر چوبه ی دار می کنند

نسناسان را خبر کنید

که اَربابانِ طرب، بیاتِ تُرک، در تار می کنند

غمزه ی زُناری با مُصحَف ابراهیمی چکار؟

زنگی به صدا در آمد

که ای یاران اینجا چه خوب شهیدان را خروار می کنند

در عجبم که پیر خرابات چرا پرده راز بر نمی کشد؟

این گول بچگان تا کی با اَحکام خدا کج رفتار می کنند؟

خبر دهید،

که طفلِ نو رَس بغدادی در شامات زمین گیر شده است!

زنده باد، سلیمانِ زمان که قاسمش می نامند!

نه آن سلیمان که بعدِ محشرِ عُظما توّاب شد.

ای برادران! مدافعِ زینب را با توبه چکار؟

الفرار الفرار تعجیل در صلوات است؛

منکوب خدایی را با اَجل کبریایی چکار؟

دم نوشِ عزرائیل می کشم

گاهی هم تنبور به ماتحتِ اسرائیل می کشم

بوقِ شیپوریم خدادادی است

مهوشی، پریوشی، پریدختی، خبر کنید!

من قر بدهم، آن ها به تماشا

کارتر را با من کاسه لیس چکار؟

بیایید تا مجلس خودمانی است

کمی خوش رقصی کنیم

در عجبم دستفروشِ اِنقلابی را با صُلح برجامی چکار؟

زنده باد، عرش ملکوتیت ای شهید حرم!

منشور حقوق بشر تویی!

نه آن اَمید دارنِ بی اَصل و نسب

گوشه چشمی ای شهید مظلوم کربلا!

ای مسلم ای زهیر ای سعید ای وهب!

برادران مدافعم را دریابید که اینجا چه خوب با آمریکا دیدار می کنند.

۲۱ نظر موافقین ۵ ۰۷ بهمن ۹۵ ، ۱۲:۰۱
سیّد محمّد جعاوله

شوهر

چهارشنبه, ۶ بهمن ۱۳۹۵، ۰۷:۳۰ ب.ظ

کُدِ پُستیمو رو دسش نوشتم؛

بَد چن روز،

برام نامه داد

نوشته بود:

خره!

منتظرم نمون

شوهر کردم.


۱۶ نظر موافقین ۵ ۰۶ بهمن ۹۵ ، ۱۹:۳۰
سیّد محمّد جعاوله

عاشق شویم

چهارشنبه, ۶ بهمن ۱۳۹۵، ۱۱:۴۵ ق.ظ

"""از آدما که دلم میگیره

خیلی دوس دارم خفشون کنم؛"""

همین،

ساده می توان آدم کُشت،

ولی سخت می توان عشق ورزید

و سخت تر از آن:

بدانیم اگر دلی را شکستیم

شکستیم.

بیایید بدون آن که دلی را بشکنیم عاشق شویم

و به تمام کائنات ثابت کنیم که انسان می تواند جانشین خوبی برای خدا باشد.

۲۰ نظر موافقین ۸ ۰۶ بهمن ۹۵ ، ۱۱:۴۵
سیّد محمّد جعاوله